خبرنگاران می توان قطب را جهنم کرد؛ پای دل در میان اگر باشد

به گزارش وبلاگ شنی، تهران- خبرنگاران- روز پزشک، روز پرستار، روز مهندس و در همین روزهای پیش رو در بهار 99 و همراه با اعیاد شعبانیه، روز پاسدار، روز جانباز، و دیگر روزهایی که در تقویم های ملی و جهانی ثبت شده اند، یادآوری برای پاسداشتِ ماهیت و کارکرد نامی است که بر آن روز سنجاق شده و 27 مارس مصادف با هشتم فروردین، روز جهانی تئاتر و روز ملی هنرهای نمایشی است.

خبرنگاران می توان قطب را جهنم کرد؛ پای دل در میان اگر باشد

شیوع ویروس کرونا از همان ماه های نخست سال جدید میلادی 2020 دنیا را ابتدا در شوک و بعد در تراژدی عمیقی فرو برد که خاتمه آن این روزها درگیری بیش از 197 کشور با شیوع ویروس کرونا و جان باختن تعدادی است که در این دنیا اثیری در قاره های مختلف با فرهنگ؛ نژاد؛ مذهب و ادیان مختلف درحال تجربه متفاوت زندگی هستند.

فرصت و شرایط زندگی متفاوتی که به دلیل شیوع ویروس کرونا در دنیا نصیب تمام افراد شده است در کنار قرنطینه خانگی فرصتی برای تامل و تعمق به کلیت دنیا هستی خود و نقش و سهمشان در زندگی فردی و اجتماعی شان بازمی گردد.

تدقیق درباره انرژی طبیعت

یکی از مطرح ترین سوژه های قابل تأمل و تفکر در این ایام مفهوم انرژی طبیعت است. بشری که در راه عطش بی انتها تکامل و توسعه خود در سایه فناوری دنیا طبیعت را زیر چکمه های قهار و بی تأملش درنوردیده است. طبیعتی که زندگی و شرایط زیست او را بدون هیچ چشم داشتی در سایه لطف پروردگار به آنها عطا نموده است چنان در طی یک سده اخیر مورد تخریب و حتی تهاجم بشر قرار گرفته است که حال تنها تلنگری از سوی همین طبیعت، بشر را این چنین مقهور؛ مستأصل و دست بسته در برابر قدرت بی انتها و عظیمش قرار داده است.

کُنشی به نام کرونا در برابر رخوت زندگی روزمره

از این ها اگر بگذریم دیگر فرصتی که در قرنطینه ماندن و خانه نشینی مردم نصیب آنها نموده است؛ اندیشیدن به وجهی دیگر از نقش و سهمشان در کنش های اجتماعی است. زندگی رخوت بار مدرن که آنرا تبدیل به تکرار بی جذبه نموده است؛ حال این بار با واکنشی متفاوت؛ انسان را از آن ملال و خمودگی درآورده است. کُنشی به نام کرونا که انسان را به تفکر و تعمق بیش از پیش واداشته. تفکر و تعمقی که گویا انسان آگاهانه و به عمد آنرا به نسیان تاریخ سپرده بود و بی آنکه این حقیفت را در خاطر داشته باشد که حافظه تاریخی دنیا نسیان را بر نمی تابد!

فارغ از این مقدمه، باید دید این رنج قرار است کدام بخش از وجود ما را رشد دهد و موجب بزرگی بیش از پیش مان گردد. آنچه باعث رشد و تعالی و تکامل بشر از بدو پیدایشش در زمین شده رنج هایی است که به واسطه همراهی او با طبیعت و قدرتش تحمل نموده و در این راستا با وجود این رنج کشیدن ها به رشد، بلوغ و بالندگی و در ادامه مدنیت رسیده است.

مدنیتی که او را از همان دانشی که به واسطه رنج در دامان طبیعت بود چونان غره ساخت که بر طبیعت تاخت و حال دربرابر تلنگری از طبیعت چنین درمانده است؛ اما مفهوم دیگری نیز این رنج و دانشش برای بشر داشت و آن شکل گیری آئین؛ کنش های آیینی و خرده روایت های نمایشی در ساحت مفاهیم آیینی بود.

آیین، خرده روایات نمایشی و ناگهان تئاتر؛ آیینه فرهنگ جامعه

آئین همان کلید رشد سعادت و بالندگی فرهنگ انسانی بود. آئین همان راستای بود که ارتباط صحیح بشر با طبیعت را به او نشان داد و او در سایه همین ارتباط و احترام به طبیعت، رشد کرد تا به مفهومی به نام مدنیت دست پیدا کرد. در قالب همین مدنیت بود که این بار آئین به ثمر و به بار نشست و در قالب تئاتر جلوه نمایی کرد. تئاتر شد آینه فرهنگ جامعه؛ راستای که به واسطه هنرمندان اهل تفکر، تعمق و اندیشه اش راستا رشد و بالندگی افراد جامعه و درنهایت توسعه و تعالی فرهنگ هر کشور و جامعه ای را با خود به همراه داشت و آن قدر صندلی عظیمی پیدا کرد که به اصلی ترین ستون فرهنگی جوامع برای سنجش قدرت تفکر و بالندگی در عرصه تمدن سازی بدل شد.

همین دستاوردها و پیشکش های آئین های نمایشی و تبدیل شدنش به تئاتر برای بشر بود که در قرن بیستم و از سال 1962 بشر برای پاسداشت دستاوردها و رهیافت هایی که به سوی تعامل و تفکر تمدن ساز و فرهنگ ساز به واسطه این هنر زنده؛ پویا و جریان ساز برای او به ارمغان داشت روز 27 مارس مطابق با هفتم فروردین را به نام روز تئاتر در تقویم دنیای ثبت کرد.

ایران نیز به واسطه سیطره بی چون وچرای خود در تاریخ تمدن ساز دنیا و به دلیل پیشینه چندین هزارساله اش در رفتارهای آیینی و نمایشی روز هفتم فروردین ماه را بنام روز ملی هنرهای نمایشی برای احترام هرچه بیشتر به این هنر و هنرمندانش در تقویم ملی به ثبت رساند.

بدترین روزها هم برای تئاتر روزهایی خوبی است

یکی از اصلی ترین سنت های روز دنیای تئاتر از سال 1962 میلادی به نوشتن پیام این روز از طریق یکی از هنرمندان نامدار و اثرگذار در تاریخ تئاتر بازمی گردد. پیامی که در سال 2020 به قلم شاهد ندیم از شهیرترین هنرمندان عرصه تئاتر پاکستان نگاشته شد؛ او که در استفاده از ابزارهای این هنر در تاختن به خشونت طلبی و سایه جنگ های قومی و قبیله ای در منطقه پاکستان و هندوستان به نامی مهم و اثرگذار در تئاتر دنیا تبدیل شده است.

نگارنده این سطور شاید هرچند مطول اما این مقدمه را لازم می دید تا به یکی از جمله های پیام روز دنیای تئاتر به قلم ندیم برسد جایی که او در پیام بلند خود آورده بدترین روزها هم برای تئاتر روزهایی خوبی است. همین جمله نشان می دهد چرا احتیاج به این مقدمه بود، چرا باید به صندلی آیین؛ مفهوم ارتباط انسان و طبیعت و جریان سازی صندلی تئاتر در راستا رشد و بالندگی فرهنگ بشر اشاره نمود.

چرا اگر روزهای بد برای هر قشر در تمام جوامع تنها روزهای بد باشد برای تئاتری ها همین روزها؛ روزهایی خوب است. روزهایی که می توانند با استفاده از داشته های این هنر غنی و گره خورده با تاریخ تمدن بشر در بطن همین سیاهی ها سپیدی، نور و امید را به واسطه این هنر زنده و پویا به محملی برای انتقال این پیام ها نه تنها در جامعه خود که در دنیا بدل نمایند.

بار دیگر به روز دنیای تئاتر و روز ملی هنرهای نمایشی در سال 2020 میلادی و 1399 خورشیدی نگاهی بیندازیم. دنیا امروز دنیای دربر گرفته شده در چنبره سیاه کرونا است؛ ویروسی که قدم به قدم جان می گیرد. با این حساب حالا به روز هنرهای نمایشی یک بار دیگر این گونه بیاندیشیم.

معیشت؛ دغدغه ازلی و ابدی انسان بعد از هبوط

از همان روز نخست که پای انسان به واسطه گناهش در سایه هبوط به زمین باز شد معیشت دغدغه نخست انسان بود آنچه امروز در سایه مفهوم اقتصاد تعریف می گردد. هنرمندان در سایه تلألؤ و شکوه جاودانه پرتوهای هنر که با آنها چون فدیه ای الهی همراه است، در بستر فرهنگی جامعه بذر امید؛ صلح طلبی؛ آرامش؛ آسایش و فردایی روشن را می نشانند. همین هنرمندان به واسطه تعطیلی فعالیت های فرهنگی و هنری در سال 2020 میلادی و 1399 خورشیدی اولین روز در تاریخ تئاتر دنیا را تجربه می نمایند که در روز دنیای تئاتر؛ تئاتر تعطیل است.

وقتی با مفهوم اقتصاد امروز به صندلی هنر تئاتر نگاه می کنیم می توانیم درد رنج و سختی ها و مصائب امروز هنرمندان تئاتر و تمامی بخش هایی که با این هنر همراه هستند را با معنایی وسیع تر، عمیق تر و تلخ تر آن تجربه و درک کنیم. به عنوان مثال تماشاخانه داران بخش خصوص یا حتی نهادهای دولتی وقتی از مخاطب میزبانی نمی نمایند بلیتی نمی فروشند و وقتی حیات تئاتر در گرو تنفس مخاطبان و حضور آنهاست گویا امروز تئاتر نه تنها تعطیل است که حیاتش به مخاطره افتاده است.

ما کرونا را شکست می دهیم

هنرمندان تئاتر که از آغاز پیدایش رفتار نمایشگران آیینی تا تبدیل شدن آیین های نمایشی به تئاتر با تمام کنش های اجتماعی همسو، هم دوش و هم گام مردم بوده اند این بار در مواجهه با ویروس کرونا دست بالا را ندارند و در خط مقدم مبارزه نیستند.

امروز کادر پرافتخار، زحمت کش و قابل تقدیر درمان، پزشکان و پرستارانی که جان خود را در کف دست این بار ایثار را به تعبیری مجدد نشسته اند در خط مقدم مبارزه با این ویروس قرار گرفته اند و جامعه دنیای در سایه اتحاد و همدلی برای شکست این ویروس یاری های بشردوستانه را در راه مبارزه با این ویروس ناشناخته بدون چشم داشتی در اختیار یکدیگر قرار می دهند تا سریع تر شاهد تحقق شعاری باشیم که در همان روز نخست این ویروس ورد زبان مسئولان و دست اندرکاران امور کلان جامعه تا عموم افرادی که یکان یکان آن ها جامعیت کشورها را شکل می دهند باشیم. #ما-کرونا-را-شکست-می دهیم.

اولویت تزریق بودجه اصلی هر کشوری به بخش درمان

در کنار این روزهای سخت اما پرتو نورهای امیدبخشی نیز درحال تابیدن است. مانند سهم بالای درصد بهبودیافتگان در کنار جمعیتی که متأسفانه جان خود را از دست داده اند. شاید ضربه مهلکی به اقتصاد دنیا در تمام بخش ها خورده باشد؛ اما می توان بار دیگر به توانایی های بشر یعنی افتادن و به پا خاستن و ازنو آغاز کردن ایمان داشت.

هنرمندان تئاتر و بخش های مرتبط با این هنر نیز روزهای سختی را به واسطه ویروس کرونا، عدم فعالیت هنری و دریافت مطالبات و تامین معیشت خود سپری می نمایند. روزهایی که برای آنها نیز مانند افراد و مشاغل دیگر دنیا روزهای سخت و دردناکی از نگاه معیشت و مالی است؛ اما به خوبی می دانند بودجه اصلی هر نهاد و کشوری برای سربازان خط مقدم این عرصه در مقام نخست صرف و هزینه خواهد شد.

هرچند سختی این روزها برای تمامی بخش های ضرر نموده و مشاغلی که فعالیتشان را از دست داده اند بسیار سخت خواهد بود اما سایه شیرین شکست دادن این ویروس و بازگشت زندگی به روز های عادی می تواند التیام بخش چنین روزهایی باشد.

خبر نویدبخش مسئولان در کنار درک عمومی جامعه

خبر نویدبخش دیگر آن که شاهد صحبت ها، پیام ها و اطلاعاتی هستیم که از سوی مسئولان خطاب به تمام مشاغل از جمله جامعه فرهنگی و هنری و در کنار همه این ها هنرمندان عرصه تئاتر بیان می گردد. پیام هایی چون نگاه حمایت گرانه ای که وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در سایه تعامل بخش دولتی بناست تا با هنرمندان نمایش و تماشاخانه داران بخش خصوصی و دولتی برای جبران خسارت زیان های مادی این روزها برای آن ها با خود به همراه داشته باشد.

در کنار تمام پیام های امیدبخش و دلگرم نماینده مسئولان و دست اندرکاران بخش فرهنگ و هنر خطاب به مشاغل فرهنگی و هنری یا آسیب دیده؛ می توان به دست بالای بخش دولتی در قامت نگاه های وزارتخانه ای نیز چشم امیدی متفاوت داشت.

همکاری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی با وزارت صنعت، معدن، تجارت از یک سو و سوی دیگر با وزارت کار و همچنین با بخش های مالیاتی کشور می تواند در کنار اختصاص وام هایی با بهره های کم و یا یاری های نقدی بلاعوض از یک سو و ازسوی دیگر بخگرددگی مالیاتی بخش های مالی مرتبط با فراوری هنر نمایش مانند تماشاخانه داران راه های دیگری باشد که بی تردید به ذهن تمام مسئولان و دست اندرکاران کلان امر فرهنگ و هنر کشورمان رسیده است و آن گونه که از قالب نجواها و در سپیدخوانی پیام های مسئولان می توان به وضوح درک کرد توجه به همین نکات است.

وقتی درباره ایران و ایرانی صحبت می کنیم، با کشوری مواجهیم با پیشینه عمیق فرهنگی و پرچم همیشه راسخ آن که نشان از همدلی، تعامل، همکاری و همگامی تمام آحاد ملت با یکدیگر سخن می گوید. در همین روزهای کرونایی کشورمان پیام های امیدبخش نیز در رسانه ها مدام به گوش می رسد: از بخشش یا صبر مالکان اماکن تجاری و یا خانه ها به مستاجران خود برای پرداخت اجاره بهاشان تا تعامل و همدلی که در قالب نذرهای فرهنگی شاهد به وقوع پیوستن آن هستیم.

وقتی چنین رفتاری در جامعه ایرانی موج می زند و همدلی مسئولان را در تمام بخش ها ازجمله دست اندرکاران کلان امور فرهنگ و هنر کشور به وضوح می بینیم می توانیم نه تنها به شکست دادن کرونا بیش از گذشته امیدوار باشیم که با بازگشت شرایط به حالت عادی در سایه بسیار کوتاهی از نظر زمانی نیز بار دیگر همه چیز بر روال خواهد شد. همان آرامش، همان آسایش، همان امنیت و همان امیدی که همیشه با ایران و ایرانی بوده و تا هستِ بود دنیا نیز خواهد بود.

به جای موخره

آن چنان که از ابتدای این نوشتار خامه نگارنده در قالب رسم معهود و سنت مألوف یادداشت های مطبوعاتی راسخ نبود؛ انتهاش را بر چنین نمطی رهنمون می کنم و برای انتها این یادداشت این بار از زبان یکی از شاعران انتخاب می کنم؛ جایی که علیرضا آذر سروده:

زندگی سرد بود اما خُب

خانه و سقف و سایه ای هم بود

گَه گُداری، نوشته ای چیزی

از قلم، دست مایه ای هم بود

زندگی سرد بود؛ اما

عشق، می توانست کارگر باشد

می توان قطب را جهنم کرد

پای دل درمیان اگر باشد

از: امین خرمی

منبع: ایرنا

به "خبرنگاران می توان قطب را جهنم کرد؛ پای دل در میان اگر باشد" امتیاز دهید

امتیاز دهید:

دیدگاه های مرتبط با "خبرنگاران می توان قطب را جهنم کرد؛ پای دل در میان اگر باشد"

* نظرتان را در مورد این مقاله با ما درمیان بگذارید